۲ پیغام خاص داشتم!... ۲ پیغام که ارسال کنندگانش ناشناس بودند و من نتوانستم پاسخشان را به صورت شخصی بدهم! پس مجبور شدم از فضای عمومی وبلاگ برای پاسخ استفاده کنم!.... (اگه جواب نمیداد میترکید!)....
اصلا دوست ندارم این صحبتها حالت مناظره بگیرد!... چون بارها گفته ام، که در مناظره، ملاک حفظ شخصیت و موقعیت شخصیصت!... ملاک حقیقت نیست!... در مناظره انسان حاضر است که حقیقت له بشود اما خودش له نشود!...
بگذریم!.... صادقانه میگویم که قسمتی از یکی ازین پیغامها تلنگری جدی به من زد!... و حالا این من، این شما، این پیغامها و این پاسخها: !!
متن زیر پیغام شخصی است که خودش را "دوست" معرفی کرده و آن را درباره ۳ پست قبلی من تحت عنوان " نوستالژیک سیاسی" ارسال کرده است:
(( بابات بچه بزرگ کرد و من هم بچه بزرگ کردم
امروز پسر های من می دانند حق چیست و باطل چیست . فتنه چیست و فتنه گر کیست .
تو امروز به دیروز بابات می خندی و اون رو رسانه ای کردی ولی من بچه ها رو توی درگیری ها با خودم بردم و آشوب گرها و خواسته های آنها و سابقه شان و خواستگاه آشوب ها و پیشنه آشوب گران را به آنها معرفی کردم
امروز حب امام و اسلام و رهبر رو دارند و بغض اون هایی که مقعدشان را متهم کردن نظام به دست جراح می سپارند .
بابات نتونست تو رو خوب تربیت کنه نمی دونم چرا . ولی بچه های من آگاه تر از پدرشان هستند .
هفته قبل برای همین آگاهی سیاسی پسر کوچکم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه ها رو قبول کرد .
امیدوارم مثل پدرش که از جراحت های جنگ نیمه جان است . همه وجودش را وقف اسلام عزیز و رهبر فرزانه انقلاب کند . انشالله
اینکه تو امروز به تصمیمات دیروزت می خندی برای این است که دیروز هم بر اساس رضایت خدا و مصالح اسلام موضع گیری نمی کردی و انگیزه قوم گرایی در تو بیش از خدا دوستی بوده
من نان حرام به بچه هایم ندادم و برای همین هم انحراف در اونها راه پیدا نمی کند و لقه حلال در آوردن خیلی سخت است . دوری از فامیل ره گم کرده و فاسد خیلی سخت است و بده بستان نکردن سخت تر .
با خودمان از درون و با دشمن از بیرون می جنگیم تا خانه عقل و اراده به تصرف دشمن در نیاید .
جنگ اینطوری خیلی سخت است . مراقبت از خود و همسر و فرزندذان خیلی سخت است ولی وقتی می بینی که با این طهارت درونی می توانی 50 سال آینده را پیش بینی کنی . از آنچیزی که بدست آورده ای احساس لذت می کنی .
من به ذات از هاشمی رفسنجانی فاسد و مفسد نفرت دارم . از قالیباف منحرف همینطور . محسن رضایی و شمخانی را باند باز و دنباله رو زر و زرور و تزویر می دانم سروش را از سال 59 می شناختم .
تو را هم سرگردان و در وادی حیرت می بینم . نه بصورت جزم اون طرفی هستی و نه این طرفی . در حیرت هستی چون مبانی شناخت در وجودت چیز دیگری است . خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر بگرداند))
و اما پاسخ:
" دوست" عزیز!... کوبیدنتان را بسیار زیرکانه آغاز کردید!... گفتید: ((تو امروز، به دیروز بابات میخندی))... من که به هیچ وجه چنین احساسی ندارم و فکر هم نمیکنم که چنین احساسی را در آن نوشته انتقال داده باشم!... اگر چنین حسی دارید سخت در اشتباهید!... من هیچ گاه به پدرم بی احترامی نمی کنم و دلیل این مدعای من، رضایت پدر است!... متاسفانه شما در پروژه ی بداخلاق معرفی کردن من و بی احترامی من به پدر شکست خوردید!... در ضمن خداوند پسرهایتان را موفق بدارد انشاالله... مخصوصا آن یکی که مسئول بسیج شده است!
فرمودید:(( نان حرام به بچه هایم ندادم، بنابراین انحراف در اونها راه پیدا نمیکنه))... گویا منظورتان این بوده که بنده "لقمه حرام" پدر را خوردم و "منحرف" شده ام... شنیدن این فحاشیها و تهمتها از جانب همفکران شما امری عادی است و دیگر بی احترامی محسوب نمی شود!... اینکه شما و همفکرانتان بدون اطلاع و از روی هوا، اختر نحس امثال ما را رصد میکنید امری عادی است و ما نهایتا می توانیم توصیه کنیم که: ادب مرد به ز دولت اوست!
فرمودید:(( من به ذات از هاشمی بدم میاد. از قالیباف منحرف همینطور، از رضایی و شمخانی که مقلدان زر و زور و تزویر هستند نیز همینطور!!)) اینها که گفتید کوبیدن من بود؟ و یا تایید کردن کلام من؟!... قضاوت را خودتان انجام دهید!
فرمودید:((تو را هم سرگردان و در وادی حیرت می بینم . نه بصورت جزم اون طرفی هستی و نه این طرفی . در حیرت هستی چون مبانی شناخت در وجودت چیز دیگری است . خدا عاقبت همه ما رو ختم به خیر بگرداند)).... اگر اینگونه می اندیشید که خیلی هم خوب است!... و حیرانی ما، حیرانی خجسته ایست...
احمقیم بس مبارک احمقی است
که دلم با برگ و جانم متقی است
.....
در پایان از خداوند متعال مسئلت دارم شما را با معشوق و محبوبتان " محمود احمدی نژاد" محشور نماید!
---------------------------------
نکته: این پست ادامه دارد...
خرما نتوان خورد از این خار که کشتیم
ديبا نتوان بافت از اين پشم که رشتيم
بر لوح معاصي خط عذري نکشيديم
پهلوي کبائر حسناتي ننوشتيم
ما کشته ی نفسيم و بس آوخ که برآيد
از ما به قيامت که چرا نفس نکشتيم؟!
افسوس بر اين عمر گرانمايه که بگذشت
ما از سر تقصير و خطا در نگذشتيم
ايام جواني چو شب و روز برآمد
ما شب شد و روز آمد و بيدار نگشتيم
چون مرغ بر اين کنگره تا کي بتوان خواند؟
يک روز نگه کن که بر اين کنگره خشتيم!
۱- علی مطهری: زمانی که موضوع استیضاح وزیر کشور وقت مطرح شد برخی گفتند آیا از آقا این موضوع را سوال کردهاید؟! در حالی که استیضاح از وظایف نمایندگی است. اینگونه نیست که هر روز صبح به نزد وليفقيه رفته و اخبار را از ایشان جویا شویم! این چاپلوسی و تملق است.
متن کامل سخنرانی: اینجا
--------------------------------------
۲- این روزها یاد فیلم امام علی(ع) میفتم و آن قسمتی که حاج آقا بالای منبر خطابه میکرد!:
((هر کس یک پیاز عکه را بخرد، یک وجب از خاک بهشت را خریده است!))
---------------------------------------------
۳- آرشیو: نامه ای به رهبرم...
۱- اگه معدلمون بالای ۱۹ میشد آقا محسن ۲۰۰۰ تومان پاداش بهمون میداد!... بعدها فهمیدم که آقا محسن، همان سبزوار رضایی میرقائد بود! همان محسن رضایی خودمان!... اون وقتها ما و همه ی هم سلکان (بخوانید فرزندان پاسدار!)، آقا محسن را فرشته می دانستیم!...
۲- یه نشریه کودک و نوجوان منتشر میشد با عنوان آفتابگردون! یا شاید هم آفتابگردان!... نمیدانم!... اما یادمه که خیلی دوستش داشتم!... صفحه ی آخر آفتابگردون یا آفتابگردان نوشته بود: مدیر مسئول: کرباسچی... اون وقتها فکر میکردم کرباسچی یه جور شغله!.. مثل بزازی!!
۳- اول راهنمایی هیچ وقت یادم نمیره!... بچه ها بالای کوه رو نشون میدادن! چند تا اسکلت آهنی رفته بود بالا!... همه به هم میگفتن اونجا مال رفسنجانی و قرائتیه!!..... . یه فروشگاه شهروند هم سر بزرگاه کردستان زده بودند، ۳ماهه ساخته شد! میگفتن مال پسر رفسنجانیه!.... . وقتی این حرفها رو میشنیدم به مولا علی قسم، رگ غیرتم باد میکرد! و نسبت به اونها، که مسئولین نظام مقدس رو به فساد متهم میکردند منزجر میشدم!...
۴- دوم راهنمایی بودم!... . پدر جانشین بسیج دانشجویی دانشگاه تهران بود!... . به شدت از نفوذ خاتمی هراسناک بود!... . این هراس به اعضای خانواده هم سرایت کرده بود!... از خنده های خاتمی بدمون میومد!... یه عکس با موسوی گرفته بود! حس بدی نسبت به موسوی نداشتیم، میگفتیم اگه اون میومد بهتر بود!... به هر حال از خاتمی خوشمون نمیومد!.... . ما عکس متفکرانه خاتمی در کنار امام و رهبر رو یه جور فتنه و ریا میدونستیم!..... . روی برگه رای مادرم نوشتم: حجت الاسلام ری شهری!... و او ۷۰۰ هزار رای آورد!... و خاتمی ۲۰میلیون!..
۵- ۴ سال گذشت و ما همچنان خاتمی را ضد اسلام و ضد خدا میدانستیم!... این اولین بار بود که میتوانستم رای بدهم!... باز هم تحت تاثیر خانواده بودم!... روی برگه رای نوشتم: مهندس شمعخانی!... امروز اما وقتی به آن رای فکر میکنم، خنده ام می گیرد!...
ادامه دارد...

دسته گل ها، دسته دسته می روند از یادها
گریه کن ای آسمان ، در مرگ توفانزادها
سخت گمنامید ، ای شقایق سیرتان
کیسه می دوزند با نام شما ، شیادها!
.............
داشتم فکر میکردم!... میخواستم به خودم یه پیشنهاد بدم!... میخواستم به خودم بگم بهتره دیگه دنبال چیزایی که ازشون سر در نمیاری نری!... برو اما اظهار نظر نکن!... مثلا سیاست!...
یادمه دوستان تا دندان مسلح، در منطقی کاملا منطقی! به من میگفتند هر وقت آمریکا از مواضعت راضی شد، بدون یه جای کار ایراد داره!... دولتهای قبل دنبال مذاکره بودند! دنبال این بودند که آمریکا ازشون تعریف کنه!... دنبال این بودند که آمریکا از مواضعشون حمایت کنه!... و اینها همه اش ضعف بود!... این مطلب رو تا چند وقت پیش مثل پتک تو سر مخالفین میکوبیدند!... و کاملا هم موفق بودند!
دیروز بعد از مدتها اخبار صدا و سیما رو میدیدم!!
خانم کلینتون از مواضع ایران حمایت کرده بود و اون رو اقدامی مثبت قلمداد کرد!... و کلی حرف جالب دیگه هم زد!... (از امتیازهای پشت پرده فقط خدا عالم است!)
امروز به صورت کاملا مشهود به منطق اون دوستان منطقیمون رسیدم!...
دلم میخواد از ته دل داد بزنم:
مرگ بر آمریکا !
مرگ بر اسراییل!...
-----------------------------------------------
(ما همچنان دلمون پیش پست قبلیه!)
یا امام رضا مددی!...
کن نگه بر دل زارم ،
ای همه دار و ندارم
یا رضا که من به جز تو
کس دیگه ای ندارم...

---------------------------------------
به استحضار زنان سگباز و مردان ولگرد و همه ی کافران و ملحدین و منافقین و سلمان رشدی ها و طلحه و زبیر های زمانه و عایشه ها و مخالفین فاطمه رجبی ها و منتقدین احمدی نژاد و علاقه مندان به رنگ سبز و ..... می رساند که پیش بینی میکنیم:
میرحسین موسوی دستگیر می شود!
---------
تولید فولاد خام ۱۱میلیون تن بود، درحالیکه ۱۵ میلیون اعلام شد!
تولید سیمان ۴۵ میلیون تن بود، در حالیکه ۶۹ میلیون اعلام شد!
آلومینیوم ۲۵۰ هزار تن بود، درحالیکه ۴۷۵ هزار تن اعلام شد!
.
.
.
رای آقای فلانی M ميليون بود، در حاليكه N ميليون اعلام شد!!
(تاكيد مجدد ميشود كه فقط و فقط طنازي مطلب مطمع نظر بوده و هيچ غرضي در کارنبود!)
--------------------------------------------
همينجوري:
تنهايي هم عالمي دارد!
----------------------
خواجه پندارد که طاعت می کند
بی خبر، کز معصیت جان می کند
-----------------------------
پی نوشت: بلکه از این هم بدتر!!
